تبليغاتX
چهارراه
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
روز دوشنبه ۱۱ ارديبهشت:

ساعت ۵.۴۰ دقيقه عصر : ايرباس ايران اير به مقصد دمشق و بعد از ان بيروت ........ ما هشت نفريم ۲ خانم و ۶ اقا.... از  روزنامه هاي كيهان جمهوري اسلامي . پول  . هموطن سلام ز خبركزاري فارس تفاهم و حسبان و من...... نه به لحاظ سني و نه به لحاظات ديكه خيلي با هم جور نيستيم.!!!!... اما .....

ساعت ۷.۳۵ شب :  روسري هاي مسافراي ديكه يكي د وتايي شل مي شه درست زماني كه مهماندار ورود به دمشق رو اطلاع مي ده.... و اين يعني اينكه حتي دمشق هم....

خيابوناي دمشق جنكي به دل نمي زنه صد رحمت به ميدوون شوش و ......  دو ساعتي مي مونيم نماز شام و ....و اين تكرار عكس بشار اسد و پدر كه هر لحظه توي كادر و زاويه ديدته .... ديكتاتوري با تبليغات تزريقي!!!!!

ساعت ۱۱ : خداييش اين سوريه خيلي بي در و پيكره.... نه موقع ورود  نه خروج از سين جين و كارت پر كردن و دردسر هاي خاص ورود و خروج از مرز خبري نيست....موقع ورود يه كارت مربوط به مشخصات فردي و پاسپورتي را بدون پر كردن مهر ميكنن ميدن دستت و موقع خروج هم همون كارت خالي رو ازت مي گيرن... جالب اينكه كارت يكي از بجه ها تو فرودكاه مهر نخورده بود و ما با هزار ترس و لرز سر مرز لبنان به مامور سوري داديم... البته با ۲ دلار زير ميزي ناقابل!!!!!! و حالا ما وارد لبنان شديم.... اين تغيير كشور و رد كردن مرز جيغ مي زنه..... از كيفيت جاده و ماشين ها كرفته تا تابلوهاي تبليغاتي و ... مارك هاي معروف امريكايي و اروپايي از مك دوناد و فورد كرفته تا فولكس واكن و توتال و....

راستي يكي از بجه ها عربي رو فوله.... ۱۷ سالي كويت بوده.... راننده اتوبوسي كه براي بردن ما از بيروت اومد از شيعه هاي داغ حزب اللهه و... اينو از همون سوال جواباي اوليه فهميديم و بعد يه ريز از فداكاري ها ومحبوبيت حزب الله و نصرالله  حرف زد.... فهميديم از ترور حريري همجي ناراحت نيست

اينجوري فايده نداره.... اينترنت ساعتي ۵ دلار...... كي برد عربي ....و وقتيكه پر شده از ديدار از اين روزنامه اون سنديكا و فلان شبكه تلويزيزني ...

بهرحال دارم يه جيزايي مي نويسم سعي مي كنم بريزم تو وبلاك اكه بشه.....

دوشنبه ۱۲ ارديبهشت:

 بيروت جدا شهر قشنكيه.... اون عروس كه مي كفتن راست كفتن!!!!

تركيب جالبي از نزاد و مزهب و فرهنكهاي مختلفي كه بر خلاف زهنيت ماها خيلي قشنك با هم دارن زندكي مي كنن..... الته اكه سياستمداراشون بزارن!!!

معماري و شهرسازي. سياست و احزاب.ادمها و دغدغه هاشون. قيمت ها و بازار.و...... خيلي خيلي جاي نوشتن داره كاشكي تنبلي و خساستم .....!! كل نكنه و بزاره هر روز ۵ دلار... اما بعيد مي بينم.... اكه نشد هم يادداشت مي كنم سر فرصت........

 صبح رفتيم سنديكاي قديمي روزنامه نكارا + ساحل مديترانه!!! ناهار افتضاح!! اقا سالاد و بيش غزا به ادم مي دن بجاي ناهار حالا ما هي منظر منو و غزاي اصلي بوديم......!!!! داستاني شد!!!

ساعت ۴ هم رفتيم باشكاه  جرايد لبنان تشكيلات جالبي دارن و ارتباطات و فعاليتهاي جالبي از سندكايي كه صبح رفتيم هم كلي بد مي كفتنّّّ!!!! نفهميديم جرا؟؟؟

و غروب هم قبر حريري و مسجد افتتاح نشده حضرت محمد و كليساي قديمي كنارش را ديديم. مسجد محمد ص مسجد بسيار بزركي است كه رفيق بنده خدا سالها براش زحمت كشيد اماافتتاحشو نديد!!!..تركيب جالب مسجد و كليسا كنار هم ازادي هاي فردي كامل. معماري جالب و منحصر به فرد. فرهنك مترقي. همه و همه جاي نوشتن داره اما فعلا.....  قبر حريري رو كنار همين مسجدي كه ميكم  و مشرف به ميدون ازادي همون ميدون معروف محل تجمع جند صد هزار نفري طرفداران حريري و مخالفان سوريه كزاشتن..... به نظر ميرسه مي خوان از قبرش به عنوان مكاني براي فعاليت هاي حزبي و تجمع هاي انتخاباتي استفاده كنن......... فعلا كه بيروت مسلمان نشين  و حتي مسيحي نشين از عكس هاي بزركش پر شده و با وجود كزشتن ۴۴۵ روز از ترورش هنوز ......  ميدون بسيار زيبا و منحصر بفرد نجم.با كافي شاپ ها و قليونهاي منحصر بفردش هم همون نزديكي هاست حيف كه هيجوقت قلييون كش نبودم يعني عرضه اش رو نداشتم. و ... و .....جاي همه خالي اما حيف كه.... ديكه بسه.. فعلا خدا حافظ.. سعي مي كنم بازهم بنويسم... تا اينجا يه ۵-۶ دلاري بياده شدم!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 19:37  توسط علی محقق  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
الو.. از آژانس تاپ سفر زنگ می زنم... ویزا وبلیطتون آماده شده .. دوشنبه ساعت سه ترمینال شماره دو فرودگاه مهراباد باشید... لطفا

بالاخره انگار این سفر روزنامه نگارای ایرانی به لبنان و بازدیداز روزنامه ها و شبکه های خبری مستقر در این کشور جدی شد... اگه اتفاق خاصی نیفته عروس شهرهای خاورمیانه طلبیده... و ... .

سلام شما را هم به سید حسن نصرالله و دیگر برو بچ حزب الله در سواحل مدیترانه می رسونم....بالروح.. بالدم نفدیک یا نصرالله!!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 13:46  توسط علی محقق  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
تو این چند ساله هرکسی که به نظر خودش صاحبنظر مسائل ارتباطات و به خصوص فناوری های جدید این حوزه  است سعی کرده وبلاگ و بلاگ نویسی رو در قالب یه چهارچوب  محدود تعریف و به خورد این و اون بده ....

ولی به نظر من وبلاگ فقط یه بسته کاغذ کلاسور خط داره که دورش هم تذهیب شده و گل و بلبل حاشیه اش هم آماده است  ..یا یه بسته ۴۰۰تایی کاغذ A۴  یا نه اصلا یه دفتر ۲۰۰ برگ با جلد خوشگله.... همین.. اینکه چی توش نوشته بشه یه موضوع دیگه است.. میشه با حل معادلات سخت دیفرانسیل و دستگاههای  چند مجهولی  اونو پر کرد یا درفراق یار  غزل سوزناک توش نوشت.... محتواش  می تونه یه یادداشت تند و تیز علیه سیاستهای اجتماعی اقتصادی دولت احمدی نژاد ....  یه نامه سرگشاده به دبیرکل سازمان ملل ....یه  خاطره عشقی توپ از یه روز بارونی ... جدول ضرب.... حساب دخل و خرج مغازه... لیست شماره تلفن های طرف قراردادهای یه شرکت  و ... هر چیز دیگه ای که برای نوشتنش به کاغذ نیاز هست باشه..

به خدا هر جور حساب کنی  این وبلاگ فقط یه صفحه کاغذ A۴ بیشتر نیست... چرا بعضیا  دنبال چارچوب براش می گردن؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 9:28  توسط علی محقق  |