این روزها جناب صفار هرندی و اعوان و انصار تفکر خاص ارشادگرحاکم بر فرهنگ کشور، قیچی به دست اصرار دارند که همه فارسی زبانان جهان آنگونه ببیند و بخوانند و بدانند که آنها دوست دارند و ظاهرا دایره تنگ این دوست داشتن سلیقه ای هم روز به روز تنگ و تنگتر می شود. تا جاییکه حتی داریه و تنبک خودی های بازتاب نیز بی نصیب از قیچی تیز دوستان سابق نگردید... که خود حدیث مفصلی باید خواند از مجمل آستانه تحمل دوستان....... اما موضوع این پست چیز دیگریست.....
بی توجه به چند و چون دیدگاه سیاسی مدیریت این رسانه و خاستگاه افشاگری ها و لاپوشانی های یکی به نعل یکی به میخ بازتابی ها ، بازتاب را به عنوان یک سایت خبری و نه بیشترهمواره دوست داشته ام. اگرچه قسم حضرت عباس بازتابی های عزیز به واسطه دم خروسی که همیشه بر سر روی سایتشان آویزان بود، باور پذیر نمی نمود اما به هزار و یک دلیل بازتاب را دوست داشته ام.چرا؟ می گویم:
· بازتاب از همان روز اول راه اندازیش تا کنون به لحاظ توجه به رسالت خبری یک رسانه - فارغ از دیگاه سیاسی گردانندگانش - در مقایسه با مشابه های پر تعداد و به اصطلاح خودی فارسی زبانش زبانزد بود و هست. بی انصافی است اگر بگوییم غیر از این است ...
· بازتاب به مدد به اصطلاح خودی بودنش، عوامل دست اولی در لابلای سه قوه و به خصوص مجریه و به خصوص تر لایه های نان و آب دار این قوه و بخصوص تر تر وزارت نفت و نهادهایی از این دست، داشته و دارد و هر از گاهی به مدد این مهره ها برگ های برنده ای را رو می کند که.... هر چند دقیقا سر بزنگاه دم خروس پیدا می شد و ادامه افشاگری به دلایلی که خود بهتر می دانند درز گرفته می شود....
· بازتاب را به عنوان یک رسانه دوست دارم چرا که گردانندگانش جنس خبر و تیتر را خوب می شناسند و تحریریه ناشناسش به مثابه کارگران سورتینگ و بسته بندی میوه خبرهای رسیده و آبدار را از میان خیل اخبار و گزارش های درهم چند ده خبرگزاری موجود کشور انتخاب می کنند و با قرائت مجدد خبر تیتر هایی را انتخاب می کنند که خبر خبرگزاری را جلایی می داد جلا دادنی! .. از این رو بود که فردا روزی روی دکه مطبوعاتی اگرچه محتوای خبر فلان روزنامه به نقل از بهمان خبرگزاری بود اما آنچه بر راس خبر خودنمایی می کرد تیتر بازتاب بود که تحریریه قطعا تیتری بهتر از آن پیدا نمی توانست کرد.
· بازتاب را تحلیلگران منصف تایید می کنند چرا که اگرچه به مثابه فلان روزنامه یا بهمان سایت در پشت پرده اداره اش شخصیتی یا نهادی گردن کلفت میدانداری می کند، اما نتوانست و یا شاید نخواست از این قابلیت در تطهیر کلفتی گردن صاحبش کاری کند کارستان. و این ویژگی یک رسانه حرفه ای است که چه بخواهد و چه نخواهد، وظیفه اش فقط آگاهی بخشی است و اطلاع رسانی و نه چیز دیگر....مقایسه کنید استفاده حداقلی آقا محسن از قابلیت حداکثری بازتاب چند میلیون بیننده دار را با دهها سایت و خبرگزاری وابسته به قالیباف ها و هاشمی ها و...
· بازتاب را قبول دارم چرا که طی سالهای ماضی و اخیر هر که برای اطلاع رسانی الکترونیک قدم جلو گذاشت تا با سو استفاده و یا استفاده از قابلیت های اینترنت سری در میان سرها درآرد، با همه دک و پز اشراف به ارتباطات و آی تی راهی به جز تقلید ناشیانه از بازتاب و تکرار اخبار و اطلاعات بازتابی ها نیافته است.....
· بازتاب کارش را بلد است چرا که تحلیل گران به اصطلاح خودی و غیر خودی از افراد راس مملکت تا ابراهیم نبوی طناز بلژیک نشین در تحلیل ها و استناد های خود رد اخبار مملکت را از بازتاب می گیرند نه صدها هزار سایت و وبلاگ دیگر .... چه دلیلی محکمتر از اجماعی این چنینی بر سر برتری یک سایت خبری ......
· بازتاب یک سایت خبری و رسانه حرفه ای است چون قائم به فرد و قلم خاصی نبود و ظاهرا نیست . شرق و قوچانی با هم عجین شدند و شرق به مدد قلم قوچانی و دوستانش خواندنی بود و روز آنلاین و .. و.. دیگرانی به همچنین، اما بازتاب قائم به خبر است نه قلم....