وقتی آقایان دانسته یا نادانسته دارند از تخت جمشید و پاسارگاد برای تحریف تاریخ کوروش کبیر مایه می گذارند چه انتظاری می توان داشت از تحریف گری های هالیود و زیر سوال بردن خشایار شاه و لشکریان ایران باستان که هر جا که پا گذاشتند متفاوت از تمام لشکر کشان و غارتگران تمدن های دیگر بجای به آتش کشیدن شهرها و تپه ساختن از اجساد بذر دوستی و گفتگو پراکندند و قانون و فرهنگ هدیه بردند . در مملکتی که با مجوز دولتی اینگونه تیشه به دست گرفته و به ریشه مهم ترین و شناخته ترین میراث ملی ایران می زنند چگونه می توانیم آقایان را قانع کنیم که راه شاهی و تنگه بلاغی بخش مهمی از تاریخ و میراث باستانی این کشور است و باید حفظ شود ....
یا چطور می توان انتظار داشت آقایان حالیشان بشود که تراکم بخار و رطوبت ناشی از حضور مستمر آب دریاچه سد در چند صد متری پاسارگاد در بلند مدت چه بر سر سنگ های حساس مقبره کورش خواهد آورد.....
آقا تو رو خدا هالیودد و سازندگان فیلم ۳۰۰را ول کنید و مشایی و رییسش و صدا و سیمایی های وطنی را بچسبید که گر و گر دارند به دروازه خودمون گل می زنند!
پی نوشت ۱: دیروز و در حالی که بیش از دو ماه از آتش بازی فیلمسازان صدا و سیما در تخت جمشیدگذشته است و پس از این در آن در زدن های جمعی از بچه های دلسوز باستانشناس آقای مشایی و دوستانش مغر آمدند و از ممنوعیت فیلم سازی در تخت جمشید و برخی آثار باستانی مطرح خبر دادند...
پی نوشت ۲: در ضمن من دیشب چهارشنبه سوری ام را با به آتش کشیدن یک سیگارت کوچولوی ناقابل که از پسر همسایه گرفتم ادا کردم ..مهم نیت کاره....انشالله که خدا قبول کنند....


