تبليغاتX
چهارراه
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چند روز  پیش با یکی از دوستان باستانشناس که از استادان گروه باستانشناسی دانشگاه آزاد واحد مرودشت است و عضو چند تیم کاوش تنگه بلاغی نیز بوده صحبت می کردم در میانه بحث درباره واقعیت های سد سیوند و  خطرات احتمالی این سد برای پاسارگاد به یکباره انگار که اتفاقی فاجعه بارتر یادش بیاید آه از نهادش بلند شد و از داستان اسف بار انفجار و تیر و ترکش بازی یک گروه فیلمسازی تلویزیون در لابلای ستون های تخت جمشید و کاخ آپادانا برایم گفت.

 ظاهرا گروهی از فیلمسازان سفارشی تلویزیون دولتی در حال تهیه فیلمی مستند داستانی با هدف نفی هولوکاست و تایید افاضات احمدی نژاد هستند که در بخش هایی از افسانه نمایی یهود کشی در نظر دارند داستان کورش و کمک او به یهود را نیز احتمالا افسانه تلقی کرده و زیر سوال ببرند و با این هدف با مجوز رسمی مشایی ( صاحبنظر در امور حرکات موزون ترکی!) سر از تخت جمشید درآورده بودند -  تجربه ثابت کرده آقایان جز با چنین هدف هایی سراغ تاریخ قبل از ۱۴۰۰ سال ایران نمی روند-

  این دوست باستانشناس و دلسوز که نامش نوروز است و چه بامسماست این اسم برای یک حافظ میراث باستانی این مرز و بوم از انجام انفجارهای واقعی این گروه فیلمسازی در داخل تخت جمشید به عنوان بخشی از داستان فیلم!  و صدماتی که این کار بر بخش هایی از کاخ  وارد کرده است و همچنین تلاش تعدادی از افراد این گروه برای بریدن و خارج ساختن بخشی از یکی از پایه ستون های کاخ برایم می گفت .....

 

 وقتی آقایان دانسته یا نادانسته دارند از تخت جمشید و پاسارگاد برای تحریف تاریخ کوروش کبیر مایه می گذارند چه انتظاری می توان داشت از تحریف گری های هالیود و زیر سوال بردن خشایار شاه و لشکریان ایران باستان که هر جا که پا گذاشتند متفاوت از تمام لشکر کشان و غارتگران تمدن های دیگر بجای به آتش کشیدن شهرها و تپه ساختن از اجساد بذر دوستی و گفتگو پراکندند و قانون و فرهنگ هدیه بردند . در مملکتی که با مجوز دولتی اینگونه تیشه به دست گرفته و به ریشه مهم ترین و شناخته ترین میراث ملی ایران می زنند چگونه می توانیم آقایان را قانع کنیم که راه شاهی و تنگه بلاغی بخش مهمی از تاریخ و میراث باستانی این کشور است و باید حفظ شود ....

 

یا چطور می توان انتظار داشت آقایان حالیشان بشود که تراکم بخار و رطوبت ناشی از حضور مستمر آب دریاچه سد در چند صد متری پاسارگاد در بلند مدت چه بر سر سنگ های حساس مقبره کورش خواهد آورد.....

 

آقا تو رو خدا هالیودد و سازندگان فیلم  ۳۰۰را ول کنید و مشایی و رییسش و صدا و سیمایی های وطنی را بچسبید که گر و گر دارند به دروازه خودمون گل می زنند!

 

پی نوشت ۱: دیروز و در حالی که بیش از دو ماه از آتش بازی فیلمسازان صدا و سیما در تخت جمشیدگذشته است و پس از  این در آن در زدن های جمعی از بچه های دلسوز باستانشناس آقای مشایی و دوستانش  مغر آمدند و از ممنوعیت فیلم سازی در تخت جمشید و برخی آثار باستانی مطرح خبر دادند...

 

پی نوشت ۲: در ضمن من دیشب چهارشنبه سوری ام را با به آتش کشیدن یک سیگارت کوچولوی ناقابل که از پسر همسایه گرفتم ادا کردم ..مهم نیت کاره....انشالله که خدا قبول کنند....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 23:39  توسط علی محقق  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
۱۰ روز دیگه سال عجیب غریب ۸۵ هم تموم میشه..باز هم گذشت خیلی زود و خیلی بی خود ..سرشارم از روزمرگی های کسالت بار بی اینکه بیقرار اومدن سال جدید باشم و یا متاسف روزایی که مثل برق و باد گذشت....... حس می کنم بدتر از این نمیشه عمر بر باد داد ....

پی نوشت کم ربط: یکی از هموطنا برای رییس جمهور شدن می خواد ثبت نام کنه بهش می گن باید سواد داشته باشی! می گه از کی تا حالا برای ...یدن به مملکت سواد لازم شده که ما خبر نداریم. (اس ام اس  ارسالی یک دوست ، با اندکی تغییر!) 

البته اصلا منظور این هموطن عملکرد  سال ۸۵ دولت نیست.کلی گفته حتما!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 0:54  توسط علی محقق  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

۱- خیابان فتحی شقاقی ، خیابان خالد اسلامبولی ، خیابان علی منیف اشمر و خانواده، خیابان ال کی ، ال اون یکی...... دقت کردین توی این کشور حزب الله لبنان و بچه های جهاد اسلامی فلسطین و اخوان المسلمین مصر همه  اسامی خیابونای  شهر رو قرق کرده اند و حتی توی احمدآباد به کوچه به اسم دکتر محمد مصدق  نیست.... اینجا ایران است . ۱۴ اسفند چهلمین سالروز وفات نخست وزیر ملی گرای ایران گرامی باد !

اساساً احمدآباد ملك چه كسى بوده و مرحوم دكتر محمد مصدق از چه زمانى به آنجا رفت و آمد داشتند و در آنجا ساكن شدند؟..... گفتگوی مجله بخارا با محمود مصدق

 

***************

 ۲- یک دسته بندی رایج در میان دانشجویان شریف هست که می گوید شریفی ها سه دسته اند : دسته اول : آنها که از کله اشان استفاده کردند و  رفتند و به اصطلاح فرار مغزها کردند و یا بعبارتی دیگر کاری اساسی کردند . دسته دوم :  آنها که  از کله خود استفاده نکرده اند  و در وطن ماندند و کارهایی کردند مثل بقیه دانشجویان ایرانی که فارغ می شوند..  و اما دسته دیگر علی دائی است که هم از از کله اش استفاده ای اساسی ترکرد و هم همین جا ماند  و هم همین جا نماند....

آن روزها این دانشجوی سابق متالوژی دانشگاه شریف راهی خلاف جریان رودخانه شریف که از کنار آزادی می گذرد را انتخاب کرد واتفاقا موفق شد.....و با کله هم موفق شد ...موفق شد تا فقط و فقط با پوسته بیرونی  کله اش بشود سلطان بلامنازع ارتفاع بالاتر از 2 متر از سطح زمین فوتبال ایران و آسیا...

همین آق دائی که 15 سال تمام با کله اش و دقیق تر بگویم با پوسته بیرونی کله اش و نه محتوایش میداندار فوتبال ایران و آسیا بود  این روزها بدجوری با کله اش دارد به خودش  و الگوی نسلی از جوون های ایرانی پنالتی می زند.... دائی سابقا رعنای فوتبال ما با ضربه سر یکی دو روز قبلش به صورت شیث رضایی به زیدان گفته است: تو بولو خونه تون خودم سل چهاللاه  جات وای میستم ....آخ اگه ماتراتزی اون روز ورزشگاه آزادی بود....

اینم  بعد از عمری یه نیم پست ورزشی به بهانه چهارجلسه محرومیت علی دایی سابق

پی نوشت : اگر  روزانلاینتان فیل تر است شب زندان مبارکتان یادداشت مسعود بهنود را در ادامه مطلب بخوانید :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 21:4  توسط علی محقق  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

خوب باید هم پشت و روی اسکناس ۵ هزارتومانی آرم انرژی هسته ای چاپ شود و لاغیر...

چرا؟ می گم حالا:

 روزانه ۱۰ میلیارد تومان در پروژه ها و تاسیسات هسته ای هزینه می شه چرا و به امید کدوم بازدهی و کجا هزینه می شه ؟ هیشکی نمی دونه! اصلا صدی ۹۹ نفر از ارتش ۷۰ میلیونی اگه دونستن انرژی هسته ای و سوخت غنی شده مصرفش چیه من اسممو می زارم هگزا فلوراید اورانیوم ... البته فعلا تنها چیزی که معلومه یه بخشی از این هزینه صرف حقوق و شام و ناهار و اسکورت و پوشک و.. بقیه خرج مخارج دانشمند ۱۳ یا ۱۶ ساله اتمی میشه که آبجی دکتر! کشفش کرده... خوب بایدم سند پول کشور ششدانگ به نام دارو دسته آقازاده بخوره..

 

پول بی زبون مملکت وقتی از اعماق چاههای نفت خوزستان و گچساران  و عسلویه استخراج می شه و دوباره در چاه ویل و بی بازده بوشهر و اعماق راهروهای زیر زمینی نطنز و اصفهان و.. ..مصرف می شه بی آنکه فایده ای به حال زمینی های مرز پر گهر داشته باشه خوب بایدم.....

 

حق مسلمی به نام انرژی هسته ای در بازارهای جهانی ارزش ریال رو چنان به زمین زده که ۵۰۰۰ تومنی اونم با آرم انرژی هسته ای رو بزاری روی میز ۱۰۰ گرم کشک هم به زور می زارن کف دستت.. البته تو محله دکتر هنوز قیمت نگرفتم....خوب باید هم اسکناس هسته ای ۵۰۰ تومن باشه بسته ای....

 

اصلا وقتی قراره با رسیدن به قله هسته ای با کله ۵۰ سال جلوتر بخوریم زمین، اصلا ۵ هزارتومنی رو می خوایم چیکار که حالا آرم و نشانی روش چاپ بشه یا نشه. مگه ننه مرده های گشنه تشنه کره شمالی که ظاهرا با انرژی هسته ای ۵۰ سال از سوسول های سئولی هیوندایی سوار  سامسونگ به دست افتادن جلو یه پاپاسی پول دارن نون بخرن و بخورن اما خوب ۵۰ سال جلوون....چه جوری؟! از دکتر بپرسین......

آی  ۵۰ سال پیشرفت بخوره توسرمون عید اومده پول نداریم ترقه بخریم!!!

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 20:26  توسط علی محقق  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دو هفته قبل گزارش کوتاهی درباره تولیدآزمایشی عروسک زنده GENPET به كمك علم مهندسي ژنتيك ( به نقل از وبلاگ یک ایرانی مقیم آمریکا) را در هفته نامه ای که فعلا آخر هفته خود را با آن سرگرمم کار کردم . یکی از دوستان خوبم چند روز پیش این لینک جالب که شامل اطلاعات کامل تری درباره تولید این عروسک ، به همراه ایده ای برای بازتعریف مفهوم انسان است را برایم ارسال کرد . من  فقط تکه هایی از داستان این حیوان عروسک نما را که نمایی از آینده حیات در این کره خاکی می باشد را بی هیچ بیان نظر شخصی نقل می کنم:

شرکت GENPET به کمک مهندسی زیستی و اصلاح ودستکاری DNA و علم ژنتیک اقدام به تولید پستاندارعقیم زنده ای کرده است که تركيبي  از ژنهاي خرگوش ، شامپانزه و خوك  می باشد!!  . این تولید صنعتی!! که فعلا مشخص نیست باید آن را حیوان نامید یا عروسک کوکی! با القای خواب زمستانی درآنها در بسته بندیهای ویژه ای عرضه می گردد .بسته بندیها دارای نشانگر ضربان قلب حیوان، چراغ های LED که درجه تازگی حیوان را نشان می دهد ، و دارای سیستم(IV) که حیوان تا زمان باز شدن جعبه توسط یک لوله باریک ـ شما بخوانید ناف!! ـ تغذیه می گردد، می باشند. عمر این حیوانات یک تا سه سال است و پس از خارج شدن از بسته بندی ِخواب زمستانی، سروصدای کمی داشته و با کودکان و انسان سریع انس می گیرند .

این حیوانات عروسک نما!! طوري ساخته شده كه حركات محدودي مانند يك نوزاد داشته باشد. مدفوع بسيار مختصري دارد و به غذاي كمي احتياج دارد. قد حدود بيست و قطر هفت سانت. جثه اش از اين بزرگتر نم يشود. كاملاً درد را حس مي كند ولي نميتواند اصوات بلند توليد كند. داراي خون عضله و استخوان است. بعد از خروج از جعبه ظرف بيست دقيقه بيدار مي شود و چشمهایش را باز می کند. فعلا این محصول عجیب غریب در دو طول عمر يكساله و سه ساله و در هفت مدل پهلوان  ، ماجراجو ، شاد ، آرام ، متين  و روحاني ساخته شده  می شود. قيمت هنوز مشخص نيست و تنها به صورت آزمايشي در اختيار اعضاي شركت قرار گرفته اند.

این هم آدرس سایت شرکت حیوان عروسک نما ساز

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 21:40  توسط علی محقق  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

*این شهرام جزایری بنده خدا نه پولدار بودنش مث بقیه آدما طبیعی بود و نه تشکیل پرونده  و دادگاهی شدنش در سال ۸۰ ، نه صدور حکم ۲۷ سال زندانش در دادگاه بدوی مث بقیه احکام، معمولی به نظر می رسید، نه یهوویی بعد از ۵ سال  نقض شدن حکمش درباره اخلال در نظام اقتصادی کشور ، نه دفاعیات اخیرش در دادگاه مجدد عادی بود و نه به طول انجامیدن جریان صدور حکم جدیدش........هر چی فکر می کنم می بینم، کسی که همه چیش یه جوری بود مختومه شدن پرونده اش هم اگه یه جوری نباشه یه جورایی یه جوریه!!

*بعد از آخرین جلسه دفاعیات عجیب غریبش همش پیش خودم فکر می کردم که یعنی دستگاه قضایی می خواد با شهرام چی کار کنه، حکم اخلال در نظام اقتصادی اصلی ترین اتهامش بود که مالیده شد ، می مونه جعل کارت پایان خدمت و دادن رشوه به ازما بهتران و داشتن پارتی برای گرفتن وام های کلان...  هر ایرانی رو که انگشت بزاری بالاخره توی سی چهل سال عمرش یکی یا دوتا یا سه تا خلاف ذکر شده رو انجام داده. از جعل ژتون غذای دانشگاه گرفته تا جعل کارت پایان خدمت و گواهینامه.از دادن یه سیگار بصورت رشوه به نگهبان بیمارستان برای یواشکی ملاقات بیمار رفتن تا رشوه میلیونی برای گرفتن پیمانکاری یا وام میلیاردی ........ پارتی هم که الی ماشالله .... تبرئه کردنش بعد از اون همه جنجالسازی و سر دادن شعار مفسد اقتصادی اعدام باید گردد هم که یه جوریه .. از طرفی ،بنده خدا در اوج دوران حکومت دوستان اون وری هم برای کاهش محبوبیتشون سنگ تموم گذاشته بود بالاخره از انصاف به دوره اگه  این مفسد اقتصادی  چیز! نگردد ... خوب شما کلاهتونو بزارین بجای خود آقای قاضی برای همچی اتهاماتی و با همچی اوصافی چه حکمی می دین .. به جزچشم هم گذاشتن و مشغول شدن به بازی شهرام پر، کلاغ پر... تا اقا شهرام با فراغ بال از شیک ترین بازار پوشاک شهر شال و کلاه بخره و درست جلوی چشمان تیزبین ماموران متعدد امنیتی، نظامی و انتظامی جزایری عرب بره اونجا که عرب نی انداخت .....

*جزایری در حالی سر فرصت سر از جزیره درآورد که کوچکترین تحرک بچه دانشجوهای فعال و دیگر فعالان سیاسی رو همزمان چندین ارگان مختلف زیر نظر دارند و ظرف تی ثانیه براشون حکم ممنوعیت خروج می گیرن و از صندلی هواپیما علیرغم داشتن پاس و ویزای رسمی پایین کشیده می شن!

 *شهرام جزایری عرب را پنج شش سال پیش اتفاقی در راهروهای مجلس سابق دیدم. یکی از نمایندگان مجلس پس از خوش و بشی با آقا شهرام به طرف من و دوست همراهم که محضر آقای نماینده شرفیاب شده بودیم! رو کرد و گفت پول در آوردن رو باید جوونای مملکت از این یاد بگیرن.. بعد گفت: فکر می کنین چن سالشه؟ ...۲۷-۸ سالش بیشتر نیست اما ۲۷۰-۸۰ میلیارد سرمایه بیشتر داره.....با قضایای بعدی آقا شهرام به نظرم میاد از ما که گذشته ولی به نظرم جوونای ایرانی به جز پولدار شدن خیلی چیزای دیگه هم باید از جزایری عرب یاد بگیرن ....

*فرار آقا شهرام به طور کاملا اتفاقی!!! درست همزمان شده بود با پایان مهلت شصت روزه شورای امنیت ، موج جدید  جنجال رسانه ای پرونده هسته ای و داغ شدن موضوع تهدید و تحریم در خارج از کشور...درست روزهایی که مطبوعات  و مردم منتظر اتخاذ تصمیم حاکمیت و واکنش جامعه بین المللی بودند آقا شهرام فراری[داده] شد.. خدا خیرش بده با اینکارش تیتر یک همه رسانه ها و مطبوعات را بجای پرداختن به موضوع بحرانی شدن حق هسته ای و تشویش اذهان مردم درباره تهدیدها و تحریم ها  به خودش مشغول کرد تا اذهان مردم راحت و آسوده باشد که شهر در امن و امان است........

اوه ه ه حالا کو تا ستون بعدی هسته ای......تا اونجا هم یه فرج سرکوهی  چیزی پیدا می شه .!!!..

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 21:15  توسط علی محقق  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
این روزها صفحات حوادث بیشتر روزنامه های کشور به صحنه ائتلاف خانم های خبرنگار شبه روشنفکر  در حمایت از برخی قاتلان زن و دختر مبدل شده است.گو اینکه این صفحات  میدان مسابقه ای هستند که هر که در دفاع از مثلا دخترخانم های قاتلی مثل نازنین و دل آرا و یا زنان شوهرکش و یا هووکشی مثل فلانی و بهمانی جانسوز تر بنویسد فمینیست تر است و ارج قربش بیشتر است....

نازنین ، دل آرا ، شهلا ، فاطمه نوروزی و ..و ... این اسامی برای اکثر ایرانی ها به مدد خبرنگاران حوادث  روزنامه ها و خبرگزاری های کشور اسامی آشنایی می باشند. وجه مشترک این اسامی علاوه بر زن بودنشان قاتل بودنشان است .قاتلانی که توانسته اند علیرغم حادثه  فجیعی که بانی آن بوده اند ترحم عمومی را به سوی خود جلب کنند.... شیوه های انجام جنایت خلافکاران زن  معمولا تفاوت خاصی با مجرمان و قاتلان مرد ندارند. و دلیل اقدام به قتل هم در بین زنان مثل مردان یا در دفاع از خود است یا در یک لحظه عصبانیت شکل می گیرد یا حاصل یک کینه تدریجی است...اما این قاتلان خوش اقبال در مقاطع مختلف رسانه ای شدنشان از زمان وقوع حادثه و دستگیری تا  دادگاه و صدور حکم و .. و ...علیرغم حجم بزه ارتکابی  به واسطه القائات خاص جمعی از خبرنگاران موءتلف! همواره از نوعی حس ترحم و همدلی عمومی جامعه برخوردار شده اند. این القا مظلومیت جنسیتی گاه چنان قوی می شود که حتی قضات هم....

در مقاطعی خبرنگاران عموما خانم طرفدار متهم، به همین خبر رسانی جانبدارانه هم بسنده نمی کنند و کم مانده است تا برای آزادی یک قاتل به دنبال تغییر حکم و یا بدست نیامدن دلیل محکمه پسندی  علیرغم اعتراف ، جشن و پایکوبی راه بیندازند وصفحات روزنامه و سایت خبرگزاری را رنگ باران و تحریریه  و حتی جلوی ساختمان روزنامه  تا خانه قاتل را ریسه کشی و چراغانی نمایند. که چه؟! نازنین دختر فراری که با چاقو سینه فردی را دریده است آزاد شده است و فلان دختر جوان که با همدستی دوست پسرش دختر عموی پولدارش را کشته احتمالا بخشیده  می شود و  یا حکم فاطمه نوروزی ال شد و شهلا جاوید که ۲۰ ضربه چاقو نثار بدن یک زن جوان دیگر کرده است بل می شود و..و...

گاهی این حس همدلی با قاتل چنان به شدت از سوی خبرنگاران به جامعه القا می شود که حتی  یادآوری این نکته که به هرحال این فرد جنایت کرده است و فردی را از حق حیات ساقط کرده است در جمع های عمومی  دل شیر می خواهد و از شنا کردن در خلاف مسیر رودخانه هم سختتر می نمایاند..

فکرش را بکنید اگر در نزاع نازنین و جوان مقتول اگر  به قول اهالی زیر تیغ حادثه بر عکس اتفاق می افتد آیا پوشش خبری ماجرا در مطبوعات چگونه بود و..و.. هزار و یک فکرش را بکنید دیگر

من به هیچ وجه مخالف لزوم وجود برابری های اجتماعی نیستم، من به هیچ وجه طرفدار اعدام ، قصاص و عبارات تکان دهنده ای از این دست برای هیچ کس زن یا مرد نیستم.. اما معتقدم تندروی رو به هر سمت و سویی چه مرد سالارانه و چه فیمینیستی نتیجه ای جز افتادن از بام ندارد و افتادن از این سو یا انسوی بام توفیر چندانی با هم ندارد... بزهکار بزهکار است و قاتل قاتل....

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 20:52  توسط علی محقق  |