تبليغاتX
چهارراه
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
این شبکه چهارم سیما بعضی وقتها بدجوری ناپرهیزی می کنه تا جاییکه ادم ترس برش می داره که نکنه یه وقت سینه پهلو کنه و بیفته رو دست صاحاباش...برنامه آوای ایرانی امشب مجموعه ای از آثار حجمی استاد پرویز تناولی از جمله مجموعه هیچ های معروف هنرمند برجسته اما مغضوب حاکمیت را به همراه موسیقی متن دل انگیز گلهای رنگارنگ شماره ۵۳۳ از دستگاه شور و گوشه حجاز و...شامل ساز استادان برجسته ای از جمله زنده یاد حبیب الله بدیعی و آواز  زنده یاد محمود محمودی خوانساری پخش کرد.تلویزیون دولتی درحالی حدود ربع ساعت ببیندگان انقلابی خود را به میهمانی آثار استاد برد که تا همین دیروز دو روزنامه دولتی کیهان و جمهوری اسلامی - که هم ردیف با صدا و سیما به عنوان رسانه های دولتی نظام جمهوری اسلامی مستقیما زیر نظر رهبری اداره می شوند- پرویز تناولی به همراه جماعتی چند ده نفره از هنرمندان بنام کشور را به لقب براندازان نرم حاکمیت جمهوری اسلامی مفتخر کرده  بود و برنامه ۲۰:۳۰ نیز بر این اتهام حکم تایید رسانه ای زده بود!!!

روزنامه جمهوری اسلامی در لیست چند نفره ضدانقلابیون برانداز اینگونه تناولی را معرفی کرده بود: پرويز تناولي مجسمه و آفتابه سازي كه مشهورترين كارش ساختن آفتابه در ضريح بود كه حتي مجله فردوسي مامور اشاعه مدرنيسم نيز آنرا تاب نياورده و با نام نمايشگاهي از شارلاتانيزم از آن نام برد

کیهان نیز که ید طولایی در ساختن نیمه پنهان برای هر آدمیزادی دارد به بهانه جشنواره مجسمه سازی در تهران اینگونه استاد را نواخته بود:«پرويز تناولي» كه او نيز از اعضاي شوراي «بنياد پهلوي» بوده است و به اعتراف خود محتواي آثارش را «هيچ»! تشكيل داده است.

یکی بگوید از میان دم خروس و قسم حضرت عباس کدام پذیرفتنی تر است... من مانده ام و یک هیچ بزرگ که بجز آن هیچی نیست......

 قبول دارم بگی نگی روح خبیث یاری رفته تو جلدم...!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 23:6  توسط علی محقق  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
برخی تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی درغیاب مجلس ( که تا نیمه دوم سال 42 تعطیل بود) در هیات دولت و در زمان نخست وزیری علم را اولین جرقه انقلاب اسلامی در سال قبل از ۱۵ خرداد ۴۲می دانند.دقت در این مصوبه نشان می دهد که بارزترین دلیل مخالفت علما  با آن  پیش بینی حق رای زنان در این مصوبه به همراه وارد کردن سوگند به کتاب آسمانی بجای قران بود . مورخان طرفدار انقلاب  هم بطور مشخص مخالفت با سه تصمیم  شاه و دولت علم  یعنی حذف لزوم اعتقاد به دین اسلام از شرایط نمایندگی مجلس، سوگند هر نماینده به کتاب آسمانی شریعت خود به جای سوگند همه نمایندگان به قرآن درمراسم تحلیف نمایندگان و اجازه شرکت زنان در انتخابات ایالتی و ولایتی را دلایل شروع  انتقاد علنی آیت الله خمینی از رژیم شاه می دانند. انتقادی مذهبی که با اعلامیه تندتر از سخنرانی آیت الله خمینی توسط مهدی بازرگان و نهضت آزادی در مخالفت با حق رای زنان جنبه ای حزبی و سیاسی نیز به خود گرفت. بازرگان در اطلاعیه سال ۴۱ خود  اجازه رای زنان را ذنب لایغفر  و مصداق بارز ورود زنان به محرمات و فحشا دانسته بود....

پس از آن و به دنبال لغو لایحه انجمن ها، مخالفت ایت الله خمینی با اصول شش گانه اصلاحات  انقلاب سفید شاه از جمله مخالفت صریح ایشان و برخی علما با تساوی حقوق زنان با مردان  و حق رای زنان در انتخابات در نیمه دوم سال ۴۱ جنبه فراگیر تری به خود گرفت. تقریبا اکثر علمای قم و مشهد و دیگر شهرها با امام خمینی همراه شدند. علما بخاطر تصمیمات دولت که حق رای زنان یکی از این تصمیمات بود نوروز سال ۴۲ را عزای عمومی اعلام کردند.....واین اعتراضات زمینه ساز ۱۵ خرداد و ۱۵ سال بعد با حضور میلیونی مردم در خیابانها که نیمی از آنان را طبقات مختلف زنان - از زنان سنتی تا تحصیلکردگان بد و بی حجاب!! دانشگاهی - تشکیل می دادند زمینه ساز شکل گیری انقلاب ۵۷ شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 22:40  توسط علی محقق  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ساعت ۸ شب شده بود، مطلب بلند بالایی که در باره بلاتکلیفی و بی خبری از سرنوشت سهمیه بندی بنزین آماده کرده بودم را به زور چپوندم یک چهارم زیر یک ....آثارافزایش قیمت و ۱۰۰ تومانی شدن بنزین، قول و قرار های وزرای دولت احمدی نژاد، پایان زمان ۱۵ روزه بعد از اول خرداد ، وجود کارت های متعدد سوخت در دست مردم( بیش از یک میلیون خودروی از رده خارج در گاراژها و کنج خونه ها و یا اوراق شده در اوراق فروشی ها خاک می خورند اما کارت سوختشان صادر و در اختیار مردم است)  و به قول آل احمد الخ... بیست دقیقه بعد تقاطع آل احمد امیر آباد را که رد کردم یادم اومد که باک خالی و چراغ هشدار بنزین مثل چراغ جلال قرمزه قرمزه...زیر پل گیشا را پیچیدم و بعدش هم پمپ بنزین امیر آباد...با یادآوری کارگر پمپ کارت سوخت  و.... بعدش طبق معمول همه این سالها چشم به شمارش گر پمپ دوختم و باز طبق معمول همه این سالها روی ۲۵۰۰ تومن نازل محترم را سر جایش گذاشتم ....حساب کردم و حسب عادت همزمان با گازیدن نگاهی به آمپر بنزین.....یه کوچولو از نیمه رد کرده بود... مثل آدم های متفکر متاسف سری تکان دادم و گفتم لامصبا پمپ ها رو هم دستکاری می کنن و کلاه سر آدم می زارن ...هنوز شتاب نگرفته بودم که یا صدای نیمه محترمانه  آقای کارگر پمپ به خودم آمدم....آهای آقا حواست کجاست کارت سوختت رو جا گذاشتی....کارت را گرفتم و طلبکارانه گفتم من همیشه با ۲۵۰۰تومن باکم را پر می کنم اما اینجا ... پول حروم خوردن نداره و.. از این حرفا ..

عاقل اندر سفیه نگاهی به خودم و پلاک همدان ماشینم کرد و گفت از کدوم دهات اومدی... بنزین خیلی وقته لیتری صد تومان شده...

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 13:57  توسط علی محقق  |