....سيب يك قدمي دست
محكوم به چيدن است
و ميوه ممنوع
بهانه بود نه بيشتر
....
ميوه ممنوعه تنها سريالي از مجموعه سريال هاي ماه رمضاني امسال بود كه تقريبا تمام و كمال ديدم. ميوه ممنوعه هم از لحاظ سوژه، ، هم از حيث فيلمنامه منهاي بخش هاي مربوط به سرگرد و سمانه و شوهرجونش!!! هم از حيث بازيگر، منهاي سرگرد و سمانه و شوهرجونش!!! و هم بازي گرفتن از بازيگران منهاي بخش هاي مربوط به سرگرد و سمانه و شوهرجونش!!!و.. و.. در مقايسه با آثار تلويزيوني قابل توجه بود. اگرچه نيمچه تقلب هايي از زير تيغ ، صاحبدلان و فيلم سينمايي دنيا و.... در آن به چشم مي خورد، اما ديالوگ هاي به ياد ماندني و بازي هاي چشم نواز استاد نصيريان، امير جعفري ، هانيه توسلي و گوهر خير انديش چنان همه چيز را تحت شعاع خود قرار داده بود كه جايي براي هيچ اما و اگري برجا نگذاشت و نقايصي از اين دست را قابل اغماض كرده بود .
كنار هم قرار دادن مجموعه اي از آدمهاي معمولي كه هيچ كدام نه خوب مطلق و نه بد مطلق بودند از جمله نكات برجسته سريال بود. اين نه خير مطلق و نه شر مطلق بودن آدمها باعث همذات پنداري و احساس نزديكي بيننده با داستان و مصائب آدمهاي فيلم و ترغيب فرد براي همراه شدن با داستان شده بود.....
كلا خوب بود ديگه ... همين...هستي اش هم زياد بود