یکی دو هفته ای میشه که مسئولان شهرداری برج بلند بالای میلاد را به افتتاح و بهره برداری متهم کرده اند.
در همه روزهای پس از افتتاح، هر از گاهی کنجکاوانه از زوایای مختلف( مثلا از زاویه نگاه چمران برادر ارشد رییس ریشیلوی شورای شهر، حاجی فضل الله اینا، حکیم برادر دینی صدپاره شده در نجف و همت فرمانده 23-4 ساله لشکر محمد رسول الله) آقا میلاد رو زیر نظر گرفته ام. راستش من یکی که فرقی بین روزهای بعد از افتتاح و قبل از افتتاحش پیدا نکرده ام و موندم که شهردار خوشگل پایتخت کجای میلاد رو افتتاح کرده ..... 
میلاد جان بدقول هم همه روزهای گذشته پس از متهم شدن به افتتاح عاجزانه و با زبان بی زبانی و با لو دادن جرثقیل بر بالای برج و رفت و آمد بالابرها و باز و بسته شدن انواع داربست و خاک و خل های اطراف و غیره و غیره.... سعی در اثبات بی گناهی خود داشته و مرتبا در حال اثبات این موضوع است که بخدا من بی گناهم و پایان یافتن فعالیت های عمرانی و ساخت و ساز صرفا یک ادعای انتخاباتی است.
ادعایی شبیه یارانه نقدی 70 هزار تومانی احمدی نژاد ، طرح 50 هزار تومانی کروبی و حتی به صف کردن سران سابق جهان در تهران توسط خاتمی ، از کوفی عنان و رومانو پرودی گرفته تا صادق المهدی و دیگران.....
تهرانی ها هم که چند ده سال است به آویزون بودن انواع بالابر و جرثقیل و داربست از قد و قامت رعنای آقا میلاد و رفت و آمد های انواع کامیون و وانت و کارگر و بنا و نجار و جوشکار و آسفالت کار و باغبون و بی غبون از چهار جهت تپه برج و.... عادت کرده اند انگارهیچ جوره راضی به قبول دروغ شاخدار شهردارشون نیستند و ظاهرا میلاد جونشون رو همون جوری افتتاح نشده دوست تر دارند.
چه می دونم شاید واقعیت داره که ما ایرانی ها بعد از اون همه تجربه شدیدا از هر نوع تغییر و تحول و اتفاق جدید واهمه داریم حالا اون تجربه می خواد افتتاح یک برج باشه یا تحول اقتصادی یا دوم خردادی دیگر یا تحصن یا جنبش و .....