آقای احمدی نژاد دیروز بعد از کلی تکرار مکررات هميشه اش درباره پاره تنش فلسطین ، دوباره تز داد که بعله آقا، صهیونیست ها دم و دستگاه و کنست و کنیسه شونو وردارن پاشن جلدی برن آلاسکا اونجا کشور بنی اسرائیل رو تشکیل بدن ......
هنوز احمدی نزاد نقطه انتهای جمله اش را نگذاشته بود که اولمرت در بیداری و آریل شارون در خواب و بیداری محکم شتلق زدن تو سر خودشون که ای دل غافل توی این شصت سال این پیشنهاد به این تمیزی چرا به فکر خودمون نرسید دوتا بد و بیراه هم نثار هرتزل و موشه دایان و مناخیم بگین و.. و..کردن که خاک بر سر خرتون کنن جا به این خوش آب و هوایی چرا به ذهن نیم بند شما نرسید .... و رفتن تو کار پیشنهاد...
دیروز که افاضات رییس جمهور رو برای صفحه اول تنظیم می کردم یاد گفتگوهای ایشون در برگشت از سفر نیویورک و کاراکاس افتدم اونجایی که گفته بود مردم آمریکا خیلی کم اطلاعن بعد یه مثال درباره کم اطلاعیشون زد و گفت مثلا بعضیاشون خیال می کنن من فلسطینی ام .......!!
با خودم گفتم آخه جناب رییس جمهور به این بنده های ناقص عقل خدا و بقیه ملت های جهان حق بدین چنین فکر بکنند..... چرا؟ چون اونها اصلا نمی تونن فکرشو رو هم بکنند که رییس جمهور یک کشور، اون هم کشوری مثل ایران با ویژگی ها و مشکلات خاص خودش همه منافع ملی کشورش رو ول کنه به امون خدا و از صبح تا شب درباره هولوکاست و محوکردن اسراییل ونتیجه انتخابات فلسطین و مشکلات لبنان و هدایت مرکل و بوش و بندیکت شانزدهم تز بده......
