من اسم کارشو گذاشتم تقیه معکوس ...خیلیا این رقمی حال می کنن گروه بسیجی فعالشو نو گرفتن صبح نمی دونم..سه شنبه همه با هم به اتفاق اونایی که واقعا مقیدن وعقیده اشون هم قابل احترامه دعای توسل ، هر روز ظهر صف اول نماز جماعت، پایه تمام فعالیت های از این دست ...از جمکران مجانی با اتوبوس اداره گرفته تا زیارت شهدای گمنام کلکچال....بنده خداآدم خوب و بی آزاریه کاری هم به کار کسی نداره.. داره زندگیشو می کنه تو خونه پیش زن و بچه اش یه دنیایی داره تو اون هشت ساعت حضور در کنار دیگر خدمتگزاران دولت کریمه هم شخصیت مورد قبول حاج آقاها رو داره.. بالاخره زندگی خرج داره و باید تقیه کرد...تقیه همرنگ جماعت شدنه..چه هم مسلک شدن ظاهری با اهل کتاب( اون جور که تاریخ درباره برخی شیعیان نقل می کنه) یا هم پیاله شدن انقلابیون با بی دینا و ساواکی ها!! به خاطر حفظ جان ( اونجور که بعضیا راست یا دروغ از قبل از انقلاب نقل می کنن) و چه ظاهر الصلاح شدن به خاطر حفظ موقعیت شغلی در دولت کریمه ریا پرور که من اسمشو گذاشتم تقیه معکوس!! .. به نظرم بعضی وقتا چون بحث معاش یعنی همون جهاد اکبر می شه تقیه حتی از نوع معکوسش واجب می شه ................ نظر شما چیه؟
پی نوشت ۱: رامین جهانبگلو تا ۵ اردیبهشت بلد نبود تقیه معکوس کند بنابراین متهم به اقدام به براندازی مخملی شد.
پی نوشت ۲:جهانبگلو۴ ماه و ۴ روز در اوین تحت آموزش های مخملین تقیه معکوس قرار گرفت و با حضور در ایسنا امتحان دوره آموزشی خود را طی دو ساعت مصاحبه خویش فرما با موفقیت پشت سر گذاشت و به جامعه بر گشت....چقد مخملی!!.....آهای اکبر گنجی بیا یاد بگیر رامین نصف توئه تازه ۲۵ سال هم تو آمریکا و کانادا زندگی کرد!!!!.......
