تبليغاتX
چهارراه - هذيان هاي يك ذهن خسته
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اصلا به من چه كه برعكس تمام كشورهاي دنيا چندصدايي دردولت وتك صدايي در جامعه بيداد ميكند.

 

اصلا به من چه كه آمار رييس جمهور درباره تورم ، بيكاري و .. و.. با آمار فلان موسسه  و بهمان بانك و بيسار مركز پژوهشي زير مجموعه دولت كريمه  نمي خواند  و هر كسي باغچه خودش را بيل مي زند ...

 

اصلا به من چه كه لاريجاني (جواد يا علي فرقي نمي كند) و احمدي ن‍ژاد درباره رابطه با مصر نظراتشان متفاوت است و همه جهان اسلام و مسيحيت مچل سياست هاي متناقض آقايان هستند.

 

اصلا به من چه كه سياست كلي نظام در قبال رابطه با آمريكا تغيير نكرده است اما سفير سوييس سربسته مي گويد كه دارين به طرف التماس مي كنين خودتون خبر ندارين..

 

اصلا به من چه كه آفتابه بجز دست به آب  در اداره  مبارزه با شال نواري و  مانتوچسبان و حسين بي كس و گنده لات گذر لوطي رادان موارد مصرف جديدي پيدا كرده است...

 

اصلا به من چه كه ظرف دو سه هفته اول ارديبهشت خانم هاي خوشگل و خوش لباس را مي گرفتند اما حالا ديگه نمي گيرنشون....

 

اصلا به من چه كه دولت خدمتگذار ۴ برابر سال ۸۴ در سال ۸۵  شكر وارد كرده است و هنوز چايي سفره صبحونه به كام ملت تلخ تلخ است....

 

اصلا به من چه كه خسرو شيرين را خان نبخشيد اما خانعلي خان به راي هندوي آباده اي ها بخشيد..

 

اصلا به من چه كه ... نه نه...اين ديگه از انصاف به دوره اگه بگم ... من كه  تصميم گيري درباره سهيمه بندي و حسابگري در مصرف بنزين رو قبول دارم ..كار هركي بوده دستش درد نكنه....خدا كنه كه جواب بده..

 

اصلا به من چه كه معلم ها مشكل دارن اما كسي به حرفشون گوش نمي ده اما هي گوششون رو مي پيچونن و اونا هم گوش دانش آموزاشونو مي پيچونن .....

 

اصلاب به من چه که برادران اوینی زينب پيغمبر زاده رو  نيمه هاي شب يه كارت تلفن دادن دستش و سر ميدون كاج رهاش كردن تا خودش بره كرج خونه اشون..

 

اصلا به من چه كه در هاگير و واگير تامين امنيت اجتماعي ساعت ۸ شب وسط تهرون يه دختر دانشجو را  چاقو مي زارن زير گلوش و .... ولي بجاي پليس اين دختر نگون بخت خودش بايد بره مرد متجاوز رو پيدا كنه و تحويل پليس بده اما..... 

 

اصلا به من چه كه بوسيدن دست يه بانوي محترم از روي دستكش چه حكمي داره....

 

اصلا به من چه كه مسئول حراست دانشگاه چگونه مي تواند با يك دختر دانشجو محرم شود...

 

اصلا به من چه كه در آبان ماه سال ۸۵ با حضور مسئولين مملكتي از نورالدين زرين كلك تقدير مي شود اما پنج ماه بعد....

 

اصلا به من چه كه مديريت يكي از خودروسازي هاي بزرگ كشور را به درس نخوان ترين دانشجوي دانشگاه شريف كه حتي يك ساعت هم سابقه مديريت ندارد مي سپارند...

 

اصلا به من چه كه توي اين مملكت هركي به هر كيه....

 

اصلا به من چه  كه علي دايي داره سايپا رو قهرمان ليگ مي كنه...به من چه كه علي پروين تيم خريده ..به من چه كه انصاري فرد رفت و برگشت..به من چه كه هم ميهن خوب شروع كرد.. به من چه كه شرق ضعيف شده.. به من چه كه  محل كار صبحم خيلي فشل و درب و داغونه.. به من چه كه توي محل كارم عصرم  آفتابه لگن هفت دسته اما شام و ناهار هيچي ، به من چه كه ماشينم ريپ مي زنه.. به من چه كه يه زوقتايي دلم هوای سی و سه پل و زاینده رود رو می کنه اما می خوام در اولین فرصت برم شمال تا بهتر به جنوب فکر کنم.. به من چه كه قمصر و نياسر خيلي زيبا و ديدينيه.. به من چه كه شلوارم اتو نيست، به من چه كه  امروز هم اصلاح نكرده اومدم سر كار .

 به من چه كه....

اصلا به تو چه.....

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 12:39  توسط علی محقق  |